English فهرست مطالب روز نقشه سایت
تاریخ: ٧ امرداد ١٣٨٩
به روزرسانی: ٧ امرداد ١٣٨٩
جستجو
 
صفحه اول
اخبار
مقالات
سردبیری
مولتی مدیا
بولتن‌ها
تقویم تاریخ
بیانیه‌ها
تولیدات
درباره ما
 
 
rss rss rss
مقالات
اجتماعی
برای رسیدن به آزادی باید نخست تن خود را بشناسیم
گلوریا اشتاینم – برگردان از اسد سیف, ١١ اسفند ١٣٨٨

جنبش فمینیستی در این سه دهه اخیر خشمی عمیق از خود نشان داد، زیرا واقعیت‌ها در مورد خشونت، بیش از پیش علیه بدن زن آشکار شد؛ تجاوز جنسی، تجاوز جنسی در مورد کودکان، خشونت علیه زنان همجنسگرا، خشونت‌های جسمی، توهین‌ها و مجازات‌های جنسی، و یا جنایت‌های بین‌المللی در مورد ختنه و بریدن اندام جنسی زنان و دختران.

02mar2010gloriasteinem1
گلوریا اشتاینم
شهرزادنیوز: من از نسل "آن پایین" هستم. "آن پایین" واژه‌ای بود که زنان خانواده ما در مورد اندام جنسی زن، اندام بیرونی و درونی او، به کار می‌بردند. نه به این علت که آن‌ها با واژه‌هایی چون واژن، کُس، فرج و یا کلیتوریس (چوچوله) بیگانه بودند، بل‌که برعکس، آنان کسانی بودند که دوره کارآموزی معلمی را پشت سر گذاشته و به حتم، نسبت به اکثریت زنان، بیشترین امکان را جهت دستیابی به اطلاعات در اختیار داشتند...

با این‌همه من نشانی از یک واژه‌ی درست نشنیدم که بار افتخاری باشد برای اعضای بدن.برای نمونه کلمه کلیتوریس به گوشم نخورده بود.سال‌ها بعد بود که دانستم فقط زنان اندامی دارند که کارش تنها تولید لذت است.(اگر فقط مردان چنین اندامی داشتند، چه‌ها که نمی‌کردند، چه چیزهایی که در مورد آن می‌بایست می‌شنیدیم و چه حقانیتی که برایش در نظر می‌گرفتند!). و چنین شد که من آن زمان یاد گرفتم، در مورد تمامی اعضای بدنم صحبت کنم، بنویسم و یا از آن مراقبت کنم جز بخشی که نام آن می‌بایست از فرهنگ واژگان حذف می‌شد. این موضوع عدم حمایت مرا در برابر جوک‌های زشت و مثال‌های شرم‌آور در حیاط مدرسه به همراه داشت، و سال‌ها بعد علیه این نظر عمومی که مردان، خواه پزشک و یا معشوق، بیشتر از زنان در مورد بدن آنان آگاهی دارند.

02mar2010lingam

لینگام (سمبل خدایی هندوها، شیوا)
من برای نخستین بار دریافتم که برای رسیدن به آزادی باید تن خود را بشناسم... سال‌ها بعد از سوی کالج سفری به هند داشتم و چند سالی در آن کشور زیستم. در معابد هندوها، لینگام (سمبل خدایی هندوها، شیوا) را دیدم، نمادی آبستره از یک آلت مردانه. هم‌چنین یونی (انرژی خدایی آفرینش) را دیدم که نشان از یک آلت زنانه داشت به شکل یک گل؛ سه‌گوشه و یا به شکل بیضی با دو سوی تیز. به من گفته شد، هزاران سال پیش این نماد قدرتمندتر از نماد مردانه مورد احترام و ستایش قرار داشت. این اعتقاد بعدها در تانتاریسم (آیین هندو و بودا) وارد شد که طبق آن مردان قادر نیستند به روحانیت برسند جز با وحدت عاطفی و جنسی زن و انرژی روحانی او...

انقلاب جنسی سال‌های 1960 فقط موفق شد که زنان بیشتری را با مردان بیشتری با هم در رابطه قرار دهد. واژه "نه" در دهه پنجاه جای خویش را به واژه "آری" داد. با جنبش فمینیستی دهه هفتاد بود که آلترناتیوی نسبت به مذاهب پدرسالار آغاز شد، از نظریه‌های فروید، اخلاق دوگانه در رفتار جنسی، گرفته تا تفکر پدرسالارانه در سیاست و مذهب در کنترل بدن زنان به عنوان منبع تولید نسل...

جنبش فمینیستی در این سه دهه اخیر خشمی عمیق از خود نشان داد، زیرا واقعیت‌ها در مورد خشونت، بیش از پیش علیه بدن زن آشکار شد؛ تجاوز جنسی، تجاوز جنسی در مورد کودکان، خشونت علیه زنان همجنسگرا، خشونت‌های جسمی، توهین‌ها و مجازات‌های جنسی، و یا جنایت‌های بین‌المللی در مورد ختنه و بریدن اندام جنسی زنان و دختران. و چنین شد که تجربه‌های نهان آشکار گشت و خشم ما به اعتراض و حرکاتی مثبت علیه خشونت در بازنگری به این جراحت، موجب سلامتی زنان شد. بخشی از این موجِ طغیانِ خلاقانه که این انرژی را در بیان حقیقت به کار گرفت، همین کتاب [تک‌گویی‌های واژن] و نمایشنامه آن است.

وقتی من نخستین بار اجرای خصوصی این نمایش را دیدم که روایاتی از دویست مصاحبه است که به شکل شاعرانه‌ای درآمده، فکر کردم؛ من این‌ها را می‌دانستم، این راه بیان حقیقت است که ما سه دهه آن را تجربه کرده‌ایم. زنان خصوصی‌ترین و محرمانه‌ترین تجربه‌های خویش را با اوا انسلر درمیان گذاشته‌اند؛ از سکس تا زایش، از جنگِ اعلام نشده علیه زنان تا آزادی‌های نوین در عشق میان زنان. در هر صفحه از آن آدم قدرتی را در بیان ناگفته‌ها و بر زبان راندن آنها احساس می‌کند، درست به همان گونه که در پس هر داستانی از این کتاب وجود دارد. ناشری برای چاپ کتاب پیش از انتشار مبلغی به اوا انسلر پرداخت، بعد به او پیشنهاد کرد، کتابِ واژه V (واژن) را به هر کجا که دوست دارد [برای چاپ] ببرد. (هم اینجا باید از انتشارات ویلارد تشکر کنم که آن را با تمام واژه‌های زنان، حتا واژه عنوان کتاب چاپ کرد)

اما ارزش "تک‌گویی‌های واژن" به این علت است که تلقی‌های منفی زمان‌های گذشته را از بین‌می برد. نمایشنامه راهی به آینده را به ما نشان می‌دهد، راهی شخصی که با بدن ما در رابطه است. به نظر من مردان و زنان پس از خواندن آن نه تنها در رابطه با بدن خود احساس آزادی کرده، آزادتر با هم رفتار می‌کنند، بلکه می‌کوشند آلترناتیوهایی برای ارزش‌های دوآلیستی پدرسالارانه، برای زنان و مردان، از جسم و جان، جنسی و روحانی بیابند، همه این‌ها ریشه در روانِ خودِ ما دارد، مثل بخشی که در مورد آن صحبت می‌کنیم، و بخشی که در باره آن حرف نمی‌زنیم.

اگر کتابی با عنوان واژه "واژن" نشانگر آن است که هنوز باید راهی طولانی بپیماید تا از چنین پرسش‌های فلسفی و سیاسی بگذرد، پس بگذارید یک کشف دیرهنگامی را بازگویم:

در سال‌های دهه هفتاد وقتی که در کتابخانه کنگره به پژوهش مشغول بودم، به تاریخ قابل توجه‌ای از معماری مذهبی برخوردم که امری پذیرفته شده و مستدل می‌باشد و آن این‌که اغلب بناهای سنتی برداشتی از جسم زنانه بر مبنای تفکر پدرسالارانه هستند. یک در ورودی و یک لایه درونی، مثل لب‌های درونی و بیرونی آلت زن. یک واژن مرکزی به سوی محراب، با دو شبه تخمدان هلالی‌شکل در دو طرف، و سپس در مرکز مقدس آن، یعنی محراب که باید رحم باشد، جایی که معجزه رخ می‌دهد و مردان زاده می‌شوند.

این کشف که برایم تازگی داشت، مرا عمیقاً تکان داد. طبیعی‌ست که در این مورد فکر کردم. هسته مرکزی فکر مذاهبِ پدرسالاری بر این امر قرار دارد که مردان به شکل نمادین قدرت- یونی خلقت را متصرف می‌شوند که در آن به شکل نمادین به زایش می‌رسند. جای تعجب نیست که رهبران مرد مذاهب ادعا می‌کنند که انسان در گناه زاده شده است، زیرا که ما از هستی زنانه زاده شده‌ایم. ما وقتی می‌توانیم از مردان زاده بشویم که بر قوانین پدرسالارانه آنها گردن نهیم. جای شگفتی نیست که کشیشان و روحانیون می‌کوشند تا زنان را از محراب‌ها دور نگاه دارند، زیرا می‌خواهند باروری آنان را به کنترل خویش درآورند. به شکل نمادین و یا واقعی، همه چیز بر آن استوار است که قدرت، چیزی که در جسم زن وجود دارد، را صاحب شوند.

از آن پس من هیچ‌گاه وقتی که وارد یک بنای مذهبی پدرسالارانه می‌شوم، احساس بیگانگی نمی‌کنم. خلاف این تصور، من وارد راهروی واژن می‌شوم تا نقشه‌ها بچینم که محراب را دوباره پس گرفته، متصرف شوم و بر روحانیت، زنانه و یا مردانه آن، غالب گردم، تا جنسیت (سکسوآلیته) زنانه تحقیر نگردد...

وظیفه‌ای‌ست سُترگ، اگر بخواهیم قدمتِ پنج‌هزار ساله پدرسالاری را سرنگون کنیم، باید چنین آغاز کنیم و در هر گام به ارزش کاری که می‌کنیم واقف باشیم...

آرزو می‌کنم کسانی که پیش از من این راه را تجربه کرده‌اند، به این که بدن‌شان مقدس بود، آگاه می‌بودند. فکر می‌کنم با کمک صداهای جسورانه و جدی در این کتاب، مادربزرگ‌ها، مادران و دختران آینده زندگی بهتری داشته باشند و جهان را بهتر کرده، به سامان درآورند.

پانویس:

*گلوریا اشتاینم، فمینیست، روزنامه‌نگار و مبارز مشهور حقوق زنان است که نشریه فمینیستی MS را در آمریکا بنیان گذاشته و اکنون مسئول آن است. نوشته حاضر، که در اینجا اندکی کوتاه شده، نگاه اوست به کتاب "دیالوگ‌های واژن" اثر اوا انسلر که در بخش پایانی آن به چاپ رسیده است.

تازه‌ترین مقالات
بیانیه دانشمندان اتمی درباره نقض حقوق بشر در ایران (شهرزاد نیوز)
180 تن از دانشمندان اتمی آلمان و دیگر کشور های اروپایی، در "همایش دانشمندان اتمی آلمان...
نقد اکوفمینیستی: بحران نظام سرمایه‌داری و زلزله‌ی هائیتی (افسانه پایدار)
کلودیا فُن وِرهُف (66 ساله) استاد رشته‌ی تحقیقات زنان در دانشگاه اینسبورگ آلمان است. و...
معرفی 10 زن برنده "جایزه شجاعت" وزارت امور خارجه ایالات متحده ()
برندگان این جایزه عبارتند از : 1- شکریه اصیل، افغانستان 2- کلنل شفیقه قریشی، افغانست...
سفر به فيليپين (زارا مجيدپور)
روز تعطيل آخر هفته است و پارک مملو از جمعيت. برخی زير سايه‌ی درختان خوابيده يا استراحت...
برای رسیدن به آزادی باید نخست تن خود را بشناسیم (گلوریا اشتاینم – برگردان از اسد سیف)
جنبش فمینیستی در این سه دهه اخیر خشمی عمیق از خود نشان داد، زیرا واقعیت‌ها در مورد خشو...
زنان خارجی در "خانه های امن" زنان آلمان (نوشین شاهرخی)
"نادیا لمان جامعه شناس آلمانی می گوید : در کل آلمان بیش از پنجاه درصد زنان هایم خارجی ...
راه رسیدن به جدایی دین از دولت در ایران، هموارتر از همیشه (گفت‌وگو مریم رییس‌دانا با فرنگیس حبیبی، جامعه‌شناس و ژورنالیستِ ساکن فرانسه)
در هیچ دوره‌ای به اندازه دوره کنونی، جامعه ایران نسبت به دخالت مذهب در تمام ارکان حکوم...
یک پرتره: کودکی تلخ و ازدواج اجباری یک نویسنده زن کرد (نوشین شاهرخی)
فاطمه زونیا بلزا، اگر از سوی هم‌میهنانش روسپی خطاب می‌شود، اگر در سخنرانی‌هایش گاه هفت...
قتل 1052 زن در پاکستان طی سال 2009 (شهرزاد نیوز)
به گزارش "عورات"، در سال 2009، 1052 زن در پاکستان به قتل رسیدند، 71 یک زن حین تجاوز جا...
قبلی ١٤ , ١٥ , ١٦ , ١٧ , ١٨ , ١٩ , ٢٠ , ٢١ , ٢٢ , ٢٣ بعدی

 ارسال به یکی از دوستان  چاپ