شهرزاد نیوز: وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا نام 10 برنده جایزه شجاعت را که از سال 2007 به 10 زن جهان اهدا می شود، اعلام کرد.
برندگان این جایزه عبارتند از :
 |
| شکریه اصیل |
شکریه اصیل، افغانستان
اصیل یکی از چهار زن عضو شورای ایالتی بغلان است. او تلاش میکند تا پاسخگویی و مسئولیتپذیری دولت در برابر نیازهای زنان را افزایش دهد. او در زمینههایی فعالیت میکند که سایر فعالان به آنها نمیپردازند، مانند حقوق عقبماندگان ذهنی و در روش خود از ابتکارها و ایدههای جدید بهره میگیرد، مانند ایجاد یک شبکه برای زنان شاغل، یا تلاش برای ایجاد یک مدرسه آموزش رانندگی برای زنان. او مسایل زنان را در رسانههای مطرح میکند، بین نقاط دورافتاده و مقامات محلی ارتباط برقرار میکند و میکوشد دختران به مدرسه بروند.
مبارزه خانم اصیل با بی عدالتی همراه با خطرات زیادی است. برای مثال، سال گذشته پس از انتشار اطلاعات منفی در رسانهها درباره سه معلم زن استان بغلان که به اخراج آنها منجر شد، او وزیر آموزش و پرورش را به چالش طلبید. اصیل موفق شد، حکم اخراج آنها را لغو کند. در موردی دیگر، یک دختر مورد تجاوز یک باند قرار گرفته بود و خانوادهاش وی را طرد کرده بودند، خانم اصیل با آن که استاندار او را مستقیما از دخالت در این کار بازداشته بود، توانست با پادرمیانی خود، موجبات آشتی این دختر و خانوادهاش را فراهم کند.
خانم اصیل علیرغم خطر آدمربایی و مرگ به کار خود ادامه داده است. پلیس و نیروهای امنیتی بارها به او توصیه کردهاند که برای نجات جانش، کارش را رها کند، اما به خاطر اعتقاد به کارش، همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد.
کلنل شفیقه قریشی، افغانستان
کلنل شفیقه قریشی مدیر بخش حقوق کودک، حقوق بشر و جنسیتی در وزارت کشور است. او کارش را در پلیس ملی افغانستان آغاز کرد.
او به عنوان مدیر این بخش یک گروه کاری درباره "استراتژی استخدام زنان" ایجاد و رهبری کرده است که هدفش افزایش تعداد زنان کارمند در وزارت کشور تا میزان 5 هزار نفر و بهبود کیفیت خدمات این وزارتخانه به زنان افغان است. او علاوه بر استخدام زنان، میخواهد با تضمین حقوق و مزایای زنان، بر تعداد زنان شاغل در مکانهایی مانند مهد کودک، درمانگاهها، مراکز خدماتی به زنان باردار، امنیتی و آموزش مهارت افزوده گردد.
کلنل شفیقه در ارتقای شغلی زنان شاغل در پلیس ملی افغانستان که سالها از ارتقا محروم بودند، موفق بوده است. او همکاری نزدیکی با آموزشدهندگان نیروی پلیس دارد و در راستای افزایش آگاهمی عمومی نسبت به حقوق زنان و اهمیت نقشی که زنان میتوانند در نیروی پلیس ایفا کنند، فعالیت میکند.
 |
| اندرولا هنریکز |
اندرولا هنریکز، قبرس
آندرولا هنریکز سالها علیه خرید و فروش زنان مبارزه کرده است و برای مبارزه با تجارت زنان و افزایش حمایت از قربانیان، به لابی با مقامات حکومتی در بالاترین ردهها پرداخته و موفق به ایجاد تغییراتی شده است. او، خودش، یک شبکه مبارزه با تجارت زنان، به وجود آورده که متشکل از دست اندرکاران رسانهای، سازمانهای غیر دولتی، هیئتهای دیپلماتیک و دیگران است که برای قربانیان این تجارت کمک مالی جمعآوری میکنند و زنان را از دست قاچاقچیان نجات میدهند.
ائتلاف هنریکز در نوامبر 2008 کنفرانسی را در قبرس برگزار کرد که گروههای بینالمللی "استاپ"، "انجمن مبارزه با بردگی جنسی و استثمار"، "دوستان بشریت" و "جنبش ضد قاچاق انسان قبرس" در آن شرکت داشتند. در این کنفرانس، سخنرانانی از ایالات متحده، امارت متحده عربی و نیز نمایندگانی از "پلیس ملی"، "مجلس"، "دفتر دادستانی"، "جامعه کرد – قبرسی"، چندین سازمان غیر دولتی و روزنامهنگاران زیادی شرکت داشتند.
او علاوه بر تلاش برای تغییرات نهادی، سخاوتمندانه امکانات شخصی خود را برای کمک به زنانی که حاضر بودند علیه قاچاقچیان شهادت دهند، به کار گرفت. وی در خانهاش زنانی را پناه داد که حاضر بودند در دادگاه علیه صاحبان کابارههایی که زنان را اسیر کرده و به عنوان برده جنسی مورد بهرهبرداری قرار میدادند، شهادت دهند. از جمله دیگر تلاشهای او، کمک به مبارزه با بیسوادی در سطح جهانی، ایجاد مدارس در گواتمالا، کمک به فراریان دوران رژیم پینوشه در شیلی، و کمک به رساندن پناهندگان دوران خشونت کودتای نظامی یونان به سوئیس است.
در قبرس، که گروههای متنفذی از منافع حاصل از قاچاق انسان بهره میبردند، فعالیتهای او مستلزم شهامت بسیاری بود. هنگامی که از او پرسیده شد چرا این قدر مشتاق کمک به زنان قاچاق شده در قبرس است، به سادگی پاسخ داد، که در تمام عمرش "با ستمدیدگان همدردی میکرده است." وی میگوید: "وحشتناکترین شیوه بهرهکشی، بهرهکشی جنسی است زیرا روح آدمی را میکشد."
 |
| سونیا پییر |
سونیا پییر، جمهوری دومینیک
سونیا پییر در سن 13 سالگی دستگیر شد زیرا سخنگوی گروهی از کارگران نیشکر هائیتیایی در روستایی بود که برای دریافت حقوق بیشتر و شرایط زندگی بهتر اعتراض کرده بودند. از آن زمان به بعد، او زندگیاش در جمهوری دومینیک را وقف مبارزه با تبعیض علیه هائیتیاییها و نیز "بیوطنان" کرده است.
پییر، بنیانگذار و رهبر "جنبش زنان دومینیک – هائیتی" (مودها) است. این سازمان در زمینه معضلاتی کار میکند که هائیتیاییها و کودکانشان در جمهوری دومینیک با آنها روبرویند و میکوشد اصلاحاتی در قوانین مربوط به صدور شناسنامه و مدارک اقامت به وجود آورد؛ زیرا این مشکلات موجب شده است، بخشی از مردم نتوانند از حمایتها و مزایای تابعیت و شهروندی استفاده کنند. خانم پییر برای جلب توجه افکار عمومی نسبت به مسئله آموزش و اصلاح سیستم ثبت احوال جمهوری دومینیک و محرومیت افراد فاقد تابعیت از حقوق انسانی نظیر خدمات پزشکی، آموزش، مسکن و شرایط کار مناسب کارزاری را به راه انداخت.
"مودها" در نواحی مهاجرنشین خانههایی ساخته است، و با همکاری افراد و سازمانهای دیگر میکوشد تا کارگران مهاجر به غذا و خدمات پزشکی دسترسی داشته باشند و خدماتی به نوجوانان باردار و همچنین جهت پیشگیری از بیماریهای مقاربتی از جمله ایدز ارائه کند. این سازمان در جهت تضمین حقوقی نظیر دستیابی به خدمات اجتماعی، حقوق بازنشستگی و بازخرید با کارگران فاقد مدارک اقامت و کار، همکاری میکند.
پییر و سازمانش، توجه دومینیکنهای هائیتیالاصل در واشنگتن را به مسئله حقوق بشر جلب کرده است و موفق شده است دادخواستی علیه تبعیض جمهوری دومینیکن در زمینه صدور شناسنامه به دادگاه حقوق بشر قاره آمریکا ارائه کند. فعالیتهای او، انتقادات مقامات دولتی و سردمداران اقتصادی را برانگیخته و بارها به مرگ تهدید شده است. "مودها" به رغم این خصومتها، کانالهایی را برای ارتباط با نهادهای دولتی به وجود آورده است – کانالهایی که بعد از زلزله ویرانگر ماه ژانویه بر اهمیتشان افزوده شده است.
 |
| شادی صدر |
شادی صدر، ایران
شادی صدر، وکیل، روزنامهنویس و کارشناس حقوق قانونی زنان است و مطالب زیادی در مورد وضعیت زنان در ایران منتشر کرده است. او مدیر "راهی"، یک مرکز ارائه مشاوره حقوقی به زنان بود که توسط دولت ایران تعطیل شده است. او بنیانگذار سایت "زنان ایران" بود، اولین سایتی که به فعالیتهای فعالین حقوق زنان اختصاص داشت. او وکیل فعالان و روزنامهنگاران، از جمله چند زن محکوم به اعدام بود و موفق شد این احکام را لغو کن. صدر همچنین در "میدان زنان" فعالیت داشت که گروهی است از فعالان حقوق زنان که چندین کارزار از جمله "قانون بیسنگسار" را آغاز کردهاند.
صدر یکی از 33 زنی است که در مارس 2007 به خاطر شرکت در یک تظاهرات مسالمتآمیز در جلوی دادگاهی که در آن پنج زن ایرانی به اتهام "تبلیغات علیه نظام" و چند اتهام دیگر محاکمه میشدند، دستگیر شدند. او بیش از دو هفته در بازداشت به سر برد تا آن که به قید ضمانت آزاد شد. در میانه اعتراضات پس از انتخابات، صدر در روز جمعه 17 ژوئیه 2009 هنگامی که به نماز جمعه میرفت، توسط لباس شخصیها بازداشت شد. وی 11 روز بعد بر اثر اعتراضات بینالمللی آزاد گشت و به آلمان گریخت و در آن جا به فعالیت خود در راه کسب حقوق قانونی زنان ادامه داده است.
آن نجوگو،
 |
| آن نجوگو |
کنیا
در سال 2008، نجوگو از برگزارکنندگان "کنگره جامعه مدنی" بود که تلاش میکرد مانع فروپاشی سیاسی کشور پس از خشونتهای پسا انتخاباتی در دسامبر 2007 شود. سازمان او، "مرکز آموزش و آگاهی حقوق" اطلاعات مربوط به خشونتهای جنسی و جنسیتی این دوران را ثبت میکرد و در اختیار هیئتهای داخلی و بینالمللی میگذاشت که میخواستند درباره جنایات احتمالی رهبران کنیا تحقیق کنند. او یکی از تهیهکنندگان و لابیگران پیشنویس لایحه مبارزه با "خشونت جنسی" در کنیا بود.
نجوگو همچنین از رهبران اصلاح قانون اساسی بود که برای آینده کنیا اهمیت حیاتی دارد. او از رؤسای "کمیته چند ناحیهای رفرم قانون اساسی"، از رؤسای "فورم دیالوگ مشترک درباره رفرم قانون اساسی" و یکی از نمایندگان شرکت کننده در کنفرانس ملی بوماس درباره رفرم قانون اساسی بود. وی با استفاده از نفوذ سازمانش بر قانونگذاران فشار میآورد تا اصلاحات وارده در قانون اساسی از طریق نمایندگان پیش رود و نه برحسب منافع ساختار قدرت موجود.
انجام این فعالیتها مستلزم فداکاری زیادی از سوی وی بود. در سال 2007، نجوگو مورد حمله قرار گرفت و نیروهای امنیتی او را دستگیر کردند زیرا خواهان تجدید نظر در حقوق نمایندگان مجلس در پرتو فقر حاکم بر کشور بود. او همراه با سایر دستگیرشدگان یک دادخواستی را تنظیم کرد که به "آن نجوگو و سایرین علیه دولت" معروف شد و پس از پیروزی در دادگاه، مدت بازداشت شهروندان کنیایی به 24 ساعت تقلیل یافت. صدها کنیایی از آن پس از این قانون استفاده میکنند تا پس از بازداشتهای خودسرانه پلیس، آزاد شوند.
در سال 2008، نجوگو همراه با 6 نفر دیگر بازداشت شد، مورد ضرب و شتم و توهین پلیس قرار گرفت زیرا این گروه در پرونده فروش هتل گراند ریجنسی احتمال ارتشا را مطرح کرده بودند. این موضوع هنوز در دادگاه در دست بررسی است، اما این فقط نمونه دیگری از فعالیتهای او در زمینه افشای فساد و مبارزه برای رفرم در کنیا است.
 |
| دکتر لی آئران |
دکتر لی آئران، جمهوری کره
دکتر لی آئران از سن 11 سالگی با استبداد آشنا شد؛ پس از فرار پدر بزرگ مسیحیاش به کره جنوبی، دولت کره شمالی آنها را "عناصر بد" نامید و به اردوی کار فرستاد. دکتر لی هشت را در اسارت به سر برد، مورد آزار و اذیت قرار گرفت، در شرایط وحشتناک زندگی کرد و به خاطر "جرم" پدربزرگش گرسنگی کشید. پس از آزادی به کالج رفت و بعد از فارغالتحصیلی به استخدام کمیته علوم و تکنولوژی دولتی درآمد. در سال 1997، یکی از خویشاوندانش در ایالات متحده، در کتاب زندگینامه خود اشارهای داشت به فعالیتهای ضد دولتی پدر لی؛ از اینرو برای فرار از زندان به کره جنوبی گریخت. او توانست پسر چهار ماههاش را با خود ببرد، اما مجبور شد شوهر و سایر اعضای خانوادهاش را ترک کند.
دکتر لی، اولین پناهنده کره شمالی است که در مجمع ملی جمهوری کره شرکت دارد و اولین زن پناهندهای است که مدرک دکترا گرفته است. او برای کمک به سایر پناهندگان در دستیابی به موقعیتهای نظیر خودش، فعالیتهای متعددی را آغاز کرده است. در سال 2005، "برنامه جهانی رهبری دانشپژوهی" را ایجاد کرد که به بیش از هزار دانشجوی کره شمالی امکان تحصیل در رشته زبان انگلیسی را ارائه میکند – مهارتی لازم برای کسب موفقیت در کالجها و دانشگاههای کره جنوبی. در ژانویه 2009، "سازمان زنان پناهنده هانا" را بنیان گذاشت؛ یک سازمان غیر دولتی با بیش از 200 عضو که به زنان کره شمالی در جمهوری کره کمک میکند تا در زمینههایی مانند مهارت شغلی، نگاهداری کودک، کمک درسی، و حقوق بشر آموزش ببینند. امسال دکتر لی اولین "انستیتوی فرهنگ و غذای سنتی" را افتتاح کرده است تا زنان کره شمالی بتوانند با طی دورههایی در زمینه خوداشتغالی و آشپزی مهارت کسب کنند.
 |
| جانسیلا مجید |
جانسیلا مجید، سریلانکا
خانم مجید مدیر "انجمن صندوق پسانداز" در استان پوتالاما است. این صندوق بر تعدادی از برنامهها درباره مسایل زنان و اقلیتها، از جمله حقوق زنان، صلح، امداد، کار با جوانان و آموزش خطرات معدنکاوی در شمال و غرب نظارت دارد. کانون کار خود خانم مجید، اتحاد بین جوامع مسلمان و تامیل نشین در این ایالت است.
او که خودش از ۲۰ سال پیش از خانه و کاشانه رانده شده است، یکی از فعالان جامعه آوارگان مسلمان و تامیل شده و به ویژه در برنامههایی در زمینه کسب مهارتهای زندگی، بهداشت و توانمندسازی زنان فعالیت میکند. او در سال 1992 کار خود را با یک گروه پنج نفره آغاز کرد. او با غلبه بر غفلت عمومی نسبت به مشکل آوارگان در میان اقلیت مسلمان و همچنین محدودیتهای جامعه خود علیه فعالان زن، سازمان گستردهای را به وجود آورده است که در محیطی به شدت سیاسی و حساس درباره مسایل اقلیتها و زنان فعالیت میکند.
 |
| خواهر ماری کلود ناداف |
خواهر ماری کلود ناداف، سوریه
در سال 1994 که ماری کلود ناداف نقش مادر روحانی را در صومعه "گود سفرد کونونت" دمشق بر عهده گرفت، سوریه به زنان دچار خشونت خانگی، بیخانمان، یا مورد قاچاق اهمیتی نمیداد. زنانی که توسط قاچاقچیان به فحشا واداشته میشدند، ماهها به زندان میافتادند، در زندان همبند مجرمان بودند تا آن که از کشور اخراج شوند. خواهر ماری کلود در دیر خود در دمشق خدمات مختلفی را به این زنان ارائه میداد و با این کار به تدریج با دولت سوریه در زمینه خشونت علیه زنان روابط نزدیکی به وجود آورد.
در سال 1996، خواهر ماری کلود و این دیر اولین مرکز به نام "پناهگاه واحه" را برای قربانیان قاچاق انسان و خشونت خانگی تأسیس کرد. از آن سال به بعد، موفقیت این پناهگام الهامبخش افتتاح پناهگاههای دیگر – با حمایت کامل دولت – به خصوص برای قربانیان خشونت خانگی و سومین پناهگاه مخصوص قربانیان قاچاق انسان شده است.
خواهر ماری کلود اولین خط تلفن امداد زنان سوریه را ایجاد کرد که به پناهگاه اضطراری جدیدی وصل است و به زنان مشاوره، مشاوره حقوقی و یک سرپناه 24 ساعته ارائه میدهد. او اجازه یافته اگر ثابت شد زنی از قربانیان قاچاق انسان است، او را از بازداشتگاه بیرون آورده و به یک پناهگاه ببرد. در سال 2009، این توافق نامه موجب شد تا بیش از 20 زن آسیای جنوبی که برای کارهای خانگی به سوریه قاچاق شده بودند، از بازداشتگاه خارج شده و به یکی از پناهگاهها بروند – نشانهای آشکار از تغییر تفکر دولت نسبت به قربانیان تجارت انسان از جانیان نیازمند تنبیه به قربانیان نیازمند خدمات.
خواهر ماری کلود برای بهبود رفتار با زنان زندانی نیز تلاش میکند. او در زندان دمشق یک تیمارگاه مخصوص درست کرده است که به زنان سواد میآموزد و به آنان برای یک زندگی بهتر پس از آزادی آموزش میدهد. در این راه، خواهر ماری کلود راهبهها و فعالان زیادی را برای اداره، توسعه، برنامهریزی آموزشی در پناهگاهها و سایر زمینهها تربیت کرده است.
 |
| جستینا موکوکو |
جستینا موکوکو، زیمبابوه
موکوکو مدیر اجرایی پروژه صلح زیمبابوه است؛ یک سازمان غیر دولتی که نقض حقوق بشر در سراسر کشور را ردیابی میکند. گزارشهای این پروژه ارزیابیهای دقیقی از موارد نقض حقوق بشر، از جمله خشونت علیه زنان و توزیع مواد غذایی بر اساس ملاحظات سیاسی، را در اختیار نهادهای بینالمللی میگذارد، که این مورد اخیر به ویژه در طی خشونتهای پسا انتخاباتی سال 2008 اهمیت حیاتی داشت. موکوکو از رهبران دیرینه در زمینه حقوق بشر و کمیتههای فعالین در زیمبابوه است و یکی از گزارشگران رادیو – تلویزیونی "زیمبابوه برودکستینگ کورپوریشن"، یکی از مدلهای پیشرو.
در 3 دسامبر 2008، موکوکو توسط نیروهای امنیتی در منزلش بازداشت شد. او مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفت و مجبور شد اعتراف کند که در یک توطئه تروریستی که از کشور همسایه، بوتسوونا، هدایت میشد دست داشته است و به این اتهام زندانی گردید. در 27 فوریه 2009 به قید ضمانت آزاد شد.
پس از ارائه دادخواست به دادگاههای مختلف، سرانجام دیوان عالی زیمبابوه، در ۲۸ سپتامبر اعلام کرد که نیروهای امنیتی با نقض حقوقش برایش پروندهای درست کردهاند که حکم زندان دائم را بگیرد. این پرونده هنوز در دادگاه در دست بررسی است. در خشونتهای پسا انتخاباتی که در میانه سال 2008 زیمبابوه را در خود فرو برد، زنان توسط نیروهای امنیتی زیمبابوه و جوانان "زانو پی اف" مورد سوء رفتارهای شدید قرار گرفتن. محکومیت موکوکو و محاکمه وی، روشن کرد که این خشونتهای ماهیتی سیاسی دارند – به ویژه خشونت علیه زنان – و حقوق بشر تمام زیمبابوهایها نقض میشود. در سراسر کشور مردم از "آن چه بر جستینا رفت" سخن میگفتند.
در کشوری که دولت حامی خشونت و ارعاب بسیاری از مخالفان را ساکت کرده است، پرونده موکوکو، بیانیهای مهم علیه خشونت و سرکوب است. شجاعت او در اعلام مسئولین بازداشت و شکنجهاش، و نیز اصرارش بر فعالیتش به عنوان رئیس پروژه صلح، مقام او را به عنوان یکی از مدافعان حقوق بشر در یکی از سرکوبگرترین کشورهای جهان تقویت کرد.