English فهرست مطالب روز نقشه سایت
تاریخ: ١٢ شهریور ١٣٨٩
به روزرسانی: ١١ شهریور ١٣٨٩
جستجو
 
صفحه اول
اخبار
مقالات
سردبیری
مولتی مدیا
بولتن‌ها
تقویم تاریخ
بیانیه‌ها
تولیدات
درباره ما
 
 
rss rss rss
مقالات
سیاست / قانون
پریسا کاکایی: راه رسیدن به دمکراسی هموار نیست
گفتگوی شیدا جهان بین با پریسا کاکایی، فعال زنان و کمیته گزارشگران حقوق بشر, ٨ تیر ١٣٨٩

کمیته گزارشگران حقوق بشر، با نام سابق "کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر" در اسفند ماه 1384، به جهت اطلاع رسانی در مورد اخبار حقوق بشر توسط عده‌ای از دانشجویان تاسیس شد. این کمیته بعد از مدتی نام خود را به شکل فعلی تغییر داد.



29june2010parisa
پریسا کاکایی
شهرزاد نیوز: پریسا کاکایی روزنامه نگار، از فعالین حقوق مدنی، زنان، از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر و کمپین یک میلیون امضا است. وی سال گذشته در پی دستگیری گسترده اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر و فعالین سیاسی و اجتماعی در ایران به دادگاه انقلاب (ستاد پی گیری)احضار و دستگیر شد. آنچه در پی می‌آید گفتگوی ما با پریسا کاکایی در مورد فعالیت‌های کمیته گزارشگران حقوق بشر است که هنوز دو تن اعضای آن، شیوا نظرآهاری و کوهیار گودرزی در زندان به سر می برند.

- کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر از کی، چطور و توسط چه کسانی تاسیس شد؟ آیا کمیته گزارشگران حقوق بشر ادامه ی فعالیت همان کمیته است؟

- کمیته گزارشگران حقوق بشر، با نام سابق "کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر" در اسفند ماه 1384، به جهت اطلاع رسانی در مورد اخبار حقوق بشر توسط عده ای از دانشجویان تاسیس شد. این کمیته بعد از مدتی نام خود را به شکل فعلی تغییر داد.

- فعالیت شما در چه چهارچوبی است؟ آیا حمایت‌های مدنی و حقوق بشری مرزبندی خاصی دارد؟

- فعالیت کمیته ابتدا بیشتر در مورد زندانیان سیاسی بود، اما بعد از دو سال حوزه های دانشجویان و دانشگاه ها، زنان، جامعه، کودکان و دگرباشان نیز به آن اضافه شد.

همانطور که در مرامنامه کمیته نیز آمده است، وظیفه این کمیته ارائه گزارش و آگاهی رسانی در مورد همه افرادی‌ست که حقوق انسانی آنها مورد تجاوز و تعدی قرار گرفته است. این بدان معناست که بحث حقوق بشر حد و مرزی ندارد، اما از طرف دیگر ارائه گزارش و یا خبر در مورد نقض حقوق افراد با هر گرایشی به منزله تایید آن گرایش از طرف کمیته نیست و اصولا حوزه فعالیت یک گزارشگر حقوق بشر، تایید یا عدم تایید گرایش‌ها و گروه‌ها نیست بلکه بی طرفانه باید موارد نقض حقوق بشر را در تمام سطوح اطلاع رسانی کند.

- در اساسنامه کمیته شما آمده است که این کمیته به هیچ حزب و جناحی وابسته نیست و فاقد ماهیت سیاسی ست. این فاقد ماهیت سیاسی را می شود توضیح بدهید؟

- به نظرم این مساله بسیار روشن است. من به عنوان یک شهروند شاید گرایش سیاسی خاصی داشته باشم، اما وقتی در جایگاه فعال حقوق بشر قرار می‌گیرم نمی‌توانم با آن رویکرد وارد این حوزه و فعالیت بشوم چون حتما در نوع عمل تاثیرگذار خواهد بود. شاید این شبهه پیش بیاید که مگر می‌شود دیدگاه سیاسی را در حوزه عمل کنار گذاشت و بی طرفانه اقدام کرد؟ من معتقدم که می‌شود. اگر قرار باشد به منشور حقوق بشر پایبند باشیم و هدف را صرفا دفاع از بشریت تعریف کنیم، دیگر فرقی نمی‌کند او به چه جناحی وابسته یا چه عملی مرتکب شده باشد و از این طرف هم فرقی نمی کند تو به عنوان فعال حقوق بشر چقدر رویکرد سیاسی ات با آن فرد یا گروه نزدیک است چون در آن زمان مساله دیگر سیاست نیست بلکه حق یک انسان یا انسان‌هایی‌ست که ضایع شده است و سیاست می‌شود یکی از این حقوق که یا به آن احترام گذاشته و یا نقض شده است.

- ما در موارد مختلفی دیده ایم ارگان‌هایی که با نام حقوق بشر فعالیت می‌کنند بعضی اخبار نقض حقوق بشر و انسانی را در مورد بعضی افراد منتشر نمی‌کنند، یعنی بنا به نوع گرایش سیاسی افراد سانسور خبری می‌کنند، دلیلش چیست؟ آیا ارگانی که خودش را با نام فعالین حقوق بشری و... معرفی می کند، اجازه چنین سانسوری را دارد؟

- این همان نکته‌ای ست که در پاسخ به پرسش قبلی به آن اشاره کردم. وقتی با دید سیاسی وارد فعالیت حقوق بشری بشویم مسائلی از این دست نیز پیش می‌آید. در غیر این صورت خیر، سانسور از مصادیق نقض حقوق بشر است که نمی‌تواند و نباید توسط یک فعال یا ارگان حقوق بشری صورت بگیرد.

- از کی فعالیت با کمیته را آغاز کردید؟

- همکاری من با کمیته از پاییز سال 1387 شروع شد.

- اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر بارها به دلیل فعالیت‌هایشان از سوی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی احضار و بازداشت شده اند، این بازداشت‌ها سال گذشته شدت پیدا کرد. می‌توانید در مورد بازداشت‌ها توضیح بدهید؟

- در طول این سال‌ها همواره تهدید و فشار وجود داشته است. پیش از تمام این جریانات شیوا نظرآهاری و سعید حبیبی سال‌ها پیش به دلیل فعالیت در کمیته تهدید شده بودند، علی کلائی بازداشت شده بود. اما شکل جدی آن از بعد از انتخابات شروع شد که شیوا نظرآهاری در 23 خرداد 88 بازداشت شد. در طی بازداشت اول شیوا از طرف بازجویش از همان زندان اوین تلفنی داشتم که همه را تلفنی احضار کرد که بیشتر تهدید بود. بعد از آن که شیوا آزاد شد مدت کوتاهی نگذشت که سعید کلانکی و سعید جلالی فر بازداشت شدند. در همین حین سعید حبیبی احضار شد. بازجو سعید را تهدید کرد که کنار بکشد وگرنه حکم بازداشتش را دارد و او را به زندان خواهد فرستاد. پس از آن در روز مراسم خاکسپاری آقای منتظری، شیوا و کوهیار گودرزی و سعید حائری در اتوبوسی که به طرف قم می‌رفت بازداشت شدند. این بار هم در حالی که شیوا در 209 بود بازجویش با من تماس گرفت که سایت را تعطیل کنم و گرنه بازداشتم می‌کند. ما بر اساس رای اکثریت این کار را نکردیم. من، مهرداد رحیمی، سعید حبیبی و حسام میثاقی احضار شدیم به دفتر پی‌گیری و گفتند که باید به زندان بروید. من معتقد بودم دلیلی برای فرار وجود ندارد و باید از خودم دفاع کنم که البته بعدها متوجه شدم ظاهرا طرف مقابل طرفی نیست که اهل گفت و گوی منطقی باشد و تو به زندان می‌روی و بازجویی می‌شوی برای اینکه قرار نیست کسی صدای تو را بشنود و به سوال‌هایت منطقی پاسخ‌گو باشد. به هر حال من و مهرداد به دفتر پی‌گیری رفتیم و بازداشت شدیم و بقیه هم متواری. من 47 روز بازداشت بودم. اواخر بهمن آزاد شدم و بقیه نیز به غیر از کوهیار و شیوا، اسفند ماه آزاد شدند. اما داستان به همین جا ختم نشد و به قول بازجو، مابقی بازجویی‌های من تلفنی ادامه داشت.

- خانم کاکایی شما خودتان هم یکی از کسانی بودید که سال گذشته از سوی اداره امنیت دادگاه انقلاب احضار شدید و آنطور که گفته می‌شد با وجود اینکه می‌دانستید امکان بازداشتتان تقریبا قطعی است خودتان را به دادگاه انقلاب معرفی کردید و بازداشت هم شدید، اتهام شما چه بود؟ و الان پرونده‌تان در چه مرحله‌ای است؟

- اولین اتهامی که به من تفهیم کردند محاربه بود از طریق همکاری موثر با سایت کمیته گزارشگران حقوق بشر که آنها آن را وابسته به سازمان مجاهدین می‌دانستند. مابقی هم تبلیغ علیه نظام و مواردی از این دست. آخرین دفاع به طور مشخص از من گرفته نشد و بنا به گفته‌ی وکیلم هنوز پرونده‌ ی من در هیچ شعبه‌ای وجود ندارد که بتواند مطالعه کند.

- کوهیار گودرزی و شیوا نظر آهاری دو تن دیگر از اعضای کمیته شما هنوز در زندان هستند ، ما در روند رسیدگی به پرونده ها و حتی احکامی که صادر می شود یک پریشانی و ناهمانگی را شاهدیم. چرا با اعضای یک کمیته که همه در یک مسیر فعالیت می کنند برخوردهای متفاوتی می‌شود؟

- پاسخ دقیقی برای این سوال ندارم، شاید وکلای پرونده به دلیل اشرافی که به این موضوعات دارند پاسخ مشخص‌تری برای پرسش شما داشته باشند. در مورد خود من، مرا با کفالت یعنی فیش حقوقی مادر و پدرم (هر دو) آزاد کردند. به نظر خودم این مساله به دو دلیل بود. یکی اینکه آنها به خوبی می‌دانستند که ما هیچ سندی برای ارائه نداریم و حتی خانه نیز اجاره ای ‌ست و دیگر اینکه آنها احتمالا امیدوار بودند با آزادی من به سعید حبیبی دست پیدا کرده و او را بازداشت کنند. تحلیل دیگری در این مورد نمی توانم داشته باشم.

- شما از اعضای کمپین یک میلیون امضا هم هستید، آیا با توجه به اینکه این کمپین خواستار تغییر برای برابری بر اساس اصلاحات است فکر می‌کنید با اصلاحات امکان این تغییر هست؟ جمهوری اسلامی قوانینش بر پایه‌ی قوانین اسلام است، چطور می‌شود یک سیستمی که از پایه و اساس بر اصل زن‌ستیزی بنا شده و در آن نظام زن ممنوع و گاهی شبیه ابزار جرم به آن نگاه می‌شود انتظار داشت با اصلاحات زنان به شهروند درجه اول تبدیل شوند و به عنوان یک هویت انسانی با آنها برخورد شود؟

- ببینید، من اصولا به اصلاحات در معنای واقعی‌اش به عنوان رویکردی انسانی معتقدم چرا که به ابزاری نیازمند است که فراهم نمودن و پرداختن به آن در طولانی مدت می‌تواند به آگاه سازی بدنه جامعه و افزایش میزان مشارکت آن کمک کند. یکی از این ابزار دست‌یابی به فرهنگ گفت و گوی موثر و دو سویه است. برای اصلاحات باید بتوان هم با سطوح پایین جامعه (سطح‌بندی از لحاظ طبقات اقتصادی که خود تعیین کننده مناسبات قدرت نیز هست) و هم سطوح بالا ارتباط برقرار کرد. یک جور تمرین دموکراسی، تمرین داشتن دیالوگ سازنده. کمپین هم با همین رویکرد آغاز به کار کرد. از یک سو با مردم ارتباط گرفت و زمینه‌سازی فرهنگی را آغاز نمود و از سوی دیگر سیاستگذاران و مجریان سیاست‌ها را درگیر موضوعی تازه کرد. اگرچه، حکومت استبدادی معمولا چنین فعالیت‌های مدنی و مبارزات بدون خشونتی را تاب نمی‌آورد چون برایش زبان بیگانه‌ای است و اصولا در همان ابتدا شوکه می‌شود زیرا نمی‌داند باید چگونه رفتار کند، اما اتفاقی که در نتیجه کمپین پیش آمد و اینکه بحث حقوق زنان وارد گفتمان غالب شد قابل چشم پوشی نیست.

در مورد مساله دین، نگاه متفاوتی با شما دارم. آن زمان که در سایت تغییر برای برابری فعال بودم ، بارها با مذهبیون و یا افرادی با گرایش‌های دیگر مصاحبه کردم. به نظر می رسد که تفسیرهای متفاوتی از شرع و آیات قرآنی موجود است که اگر بخواهیم با دقت و بدون تعصب نتیجه بگیریم باید اجازه دهیم در یک فضای کاملا آزاد این تفاسیر مطرح شوند و در نهایت بر اساس این گفت و گو و پرسش‌ها و پاسخ‌ها بشود به نتیجه‌ای منطقی رسید و آن را بسط داد. به اعتقاد من، در حال حاضر آنچه وجود دارد استفاده ابزاری از دین به جهت در دست گرفتن قدرت است. از طرف دیگر هم نگاه کهتر به زن در ایران تنها به این سی و اندی سال برنمی‌گردد. نه تنها در ایران که در دنیا سال‌هاست چنین نگاهی وجود دارد. آنچه در دنیا اتفاق افتاده است اصلاح قانونی به همراه اصلاح فرهنگی و پیشرفت به سوی تغییر است. بی تردید این امر به کمک حکومت‌ها امکان پذیر شده است چرا که وقتی حقی تبدیل به قانون می‌شود ترویج آن آسانتر می‌گردد تا اینکه بخواهیم هم برای قانونی شدن آن تلاش کنیم و هم نهادینه کردن آن در جامعه. به خصوص که تلاش مزبور در جامعه ما حتی فراتر رفته و تبدیل به یک نوع مبارزه می‌شود که باید برای آن هزینه گزافی هم پرداخت چرا که به طور مستمر مساله سرکوب و احکام سنگین مطرح است و یا در نهایت یک فعالیت مدنی به ارتباط با جریانات خاص سیاسی متهم می شود. به هر حال همانطور که پیشتر گفتم معتقد نیستم که اگر بحث مذهب هم در ایران مطرح نباشد و حکومتی بیاید مساله دین را از سیاست جدا کند و در این راه یاری‌رسان باشد باز ما در جامعه کنونی ایران با مساله‌ای به نام مساله حقوق زن مواجه نباشیم زیرا فرهنگ زن‌ستیز غالب بر جامعه ما که حتی آن را در ادبیات و گفتمان روشنفکران، فعالان سیاسی و اجتماعی و افراد تحصیل کرده نیز می‌توانیم مشاهده کنیم مساله امروز ما نیست.

می‌خواهم بگویم شاید بهتر باشد تا این حد دین محور به موضوع نگاه نکنیم. یا حتی حکومت محور. بی تردید نقش حکومت و رویکرد دینی‌اش در مساله تضییع حقوق زن در ایران تعیین کننده است اما تنها عامل نیست و آگاهی مردم و فرهنگ سازی نیز بخشی از این جریان است.

اما درمورد اینکه آیا روشی مانند کمپین یک میلیون امضا در برابر حکومت‌هایی مانند جمهوری اسلامی نتیجه‌بخش خواهند بود من به این پاسخ اکتفا می‌کنم که راه دموکراسی راه همواری نیست. حتی در جوامعی مثل امریکا که زنان زمانی حق رای نداشتند و امروزه دارند، جنبش زنان هزینه‌های سنگینی را متحمل شد. آن‌ها هم به زندان رفتند و مورد خشونت قرار گرفتند، چه توسط حکومت و چه مردم. شاید به نظر برسد راه‌های کوتاه‌تری هم وجود دارند اما هیچ تضمینی نیست که در آن راه‌ها، یکی از اولویت ها همچنان مساله زنان بوده و یا الزاما کوتاه‌ترین راه بهترین راه باشد.

تازه‌ترین مقالات
دنیای شیطانی مسکو (اسد سیف (نگاهی به رمان "مرشد و مارگریتا"))
شیطان بولگاکف شیطانی نیست که خدا آفریده، این شیطان می‌کوشد زوایای دیگری از از بودن انس...
خانه، خطرناکترين مکان برای زنان و دختران (گفتگوی زارا مجيدپور با شالين اسميت، نويسنده و روزنامه نگار آفريقای جنوبی)
زنان توجه زيادی به حقوق ما در محل کارمان می‌کنند اما توجه کمتری به کسانی که در خانه‌ان...
اجلاس سران گروه جی 8 در کانادا و سرکوب مخالفین توسط پلیس (کارمن کشیشیان)
پلیس ضد شورش مونترال کانادا برای سرکوب معترضین به اجلاس سران گروه جی 8، برای اولین بار...
موضوعات ممنوعه و شجاعت زنان روزنامه نگار پاکستان (شهرزاد نیوز)
دستیابی به شغل روزنامه‌نگاری برای زنان آسان نبوده است. میرا می‌گوید، که هنگام شروع کار...
پریسا کاکایی: راه رسیدن به دمکراسی هموار نیست (گفتگوی شیدا جهان بین با پریسا کاکایی، فعال زنان و کمیته گزارشگران حقوق بشر)
کمیته گزارشگران حقوق بشر، با نام سابق "کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر" در اسفند ماه...
کنفرانس جی 8: کاهش چشمگیر بودجه مبارزه با مرگ و میر مادران و کودکان (افسانه پایدار)
بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل، از کاهش چشمگیر کمک‌های مربوط به مبارزه با مرگ و میر ما...
اتحادیه‌های کارگری در بطن جهانی‌سازی (گزارش میترا فخیم از کنفرانس بین المللی " شغل درخور")
پدرو ر‌یه‌ز یک سازمان غیردولتی مکزیکی مدافع حقوق کارگران را در کنفرانس نمایندگی می‌کند...
چاپ و نشر در ایران؛ آنجا که سانسور حرف آخر را می زند (اسد سیف)
سانسور البته تنها دامنگیر آثار نویسندگان معاصر نیست. چه بسا آثار کلاسیک ادبیات فارسی، ا...
فمینیست‌های افغان از زیر برقع مبارزه می‌کنند (شهرزادنیوز: ترجمه آزاد و تلخیص مقاله جان بونه از سایت گاردین)
برای سازمانی که پرورشگاه اداره می‌کند، کلاس‌های سوادآموزی برگزار می نماید و برای حقوق ...
قبلی ٦ , ٧ , ٨ , ٩ , ١٠ , ١١ , ١٢ , ١٣ , ١٤ , ١٥ بعدی

 ارسال به یکی از دوستان  چاپ