شهرزادنیوز: زنان روزنامه نگار در پاکستان، علیرغم تهدیدها و محدودیت های اجتماعی و پیشداوری های جامعه محافظه کار و سنتی، نقش برجسته ای در طرح موضوعات ممنوعه ای مانند بنیادگرایی اسلامی و قتل به اصطلاح ناموسی دارند.
یکی از این زنان، فرح فرخ، مجری تلویزیونی در شهر بندری کراچی است که اخبار را به زبان مادری اش، اردو، بیان می دارد.
وی در رابطه با نقش فزاینده زنان در رسانه ها می گوید که صنعت رسانه ای در پاکستان به سرعت رشد می کند و خود او نیز که یک پزشک است، به همین خاطر تغییر شغل داده است.
هم اکنون در پاکستان 60 کانال تلویزیونی وجود دارد و صدها روزنامه چاپ می شود که این امر موجب آزادی بیان بیشتر و نیز حضور بیشتر زنان در عالم روزنامه نگاری شده است؛ به ویژه حضور درمقابل دوربین تلویزیون ها.
به گفته وی، از 6 یا 7 سال پیش به این سو روزنامه نگاران پاکستانی و نیز مطبوعات جهانی شاهد گسترش آزادی ها در این کشور هستند. فرح تصریح می کند که "اکنون ما می توانیم تقریبا آزادانه هر آن چه را که می اندیشیم، بیان کنیم"
البته زندگی در کراچی به بمبئی هند شباهت بیشتری دارد تا به کابل افغانستان. به ویژه غروب ها که مردم در کنار دریا هستند و ترور هم بسیار دور به نظر می آید، اما واقیت خیلی زود گریبانگیر انسان می شود.
فرح در این رابطه میگوید: بارها، هنگام اجرای برنامه، خبر بمبگذاری و ترور در اسلام آباد یا لاهور به دستش رسیده و گاه به زحمت توانسته کلمات مناسب را برای بیان خبر پیدا کند، چرا که بستگانش در اسلام آباد زندگی می کنند و او در آن لحظه نمی داند چه اتفاقی برای آن ها افتاده است.
تهدیدها و پیشداوری ها
روزنامه نگاران در اسلام آباد خود از نزدیک شاهد ترورها بوده و هستند. در سال 2007 صدها زن و مرد بنیادگرای مسلح مسجد سرخ و مکتب قرآن در همسایگی آن را اشغال کردند. در آن زمان، سعیده خلیل، گزارش های ویژه ای در رابطه با این اقدام بزرگ تروریستی، برای روزنامه انگلیسی زبان "سی نیوز" می نوشت.
وی که شاهد درگیری شدید نیروهای امنیتی و انتظامی با بنیاد گرایان بود، در این رابطه می گوید: اگرچه این جنگ یک جنگ داخلی نبود، اما حادثه سنگینی بود. کسانی می خواستند با یک ضربه کاری، موجبات پیاده شدن قوانین شرعی را فراهم کنند و دولتی در میان دولت ایجاد نمایند. سرانجام پس از 10 روز درگیری و به جا ماندن بیش از صد کشته، ارتش پاکستان توانست کنترل مسجد را به دست گیرد.
سعیده و میرا دو زن روزنامه نگاری هستند که با هم کار می کنند. میرا نیز در آن زمان به ویژه مقالات روشنگرانهای درباره زنان که در این عملیات با مردان همراه بودند نوشت و از همان زمان نیز تهدیدات علیه وی قطع نشده است. سعیده نیز به خاطر مقالاتش از حوادث مسجد سرخ و نیات شریعت مداران، بارها مورد تهدید قرار گرفت.
البته دستیابی به این شغل برای این زنان آسان نبوده است. میرا می گوید که هنگام شروع کاردر سال 1996، مخالفت خانواده با وی شروع شد. آن ها می گفتند که دیگر نه می توانی شوهر پیدا کنی و نه بچه داشته باشی. او می گوید که به هرحال مشکل است، چون به عنوان روزنامه نگار دیر به خانه برمیگردی و بوی سیگار میدهی. وی در این میان ازدواج کرده و دارای دو فرزند است.
سعیده، همکار جوانترش که هنوز هم مجرد است، می گوید: "اگر مرد هم روزنامه نگار باشد، شاید بشود، اما مردان پاکستانی اغلب بسیار سنتی و محافظه کارند و برای همین هم هنوز شوهر مورد قبولم را پیدا نکرده ام."
موضوع بعدی سعیده، گزارش هایی درباره "قتل های ناموسی" است. تابویی دیگر که پرداختن به آن خالی از خطر نیست.